به نام خداشنبه بیست و یکم فروردین طبق نامه ای که بازرسی اداره داده بود ، باید می رفتم بازرسی . جریان از این قرار بود که یک نفر اعتراض کرده بود که به نفری که بعد از من ثبت نام کرده تلفن داده اید ولی به من که چند ماه زودتر تقاضا کرده بودم جواب منفی داده اید . حالا اون یک نفری که زودتر جوابش را داده ایم سفارش یک بنده خدایی بود که رئیس مرکز دستور داد راه بیاندازیمش . این یک نفر که اعتراض کرد مجبور شدیم اون را هم راه بیاندازیم . حالا بازرسی که بررسی کرده میگه این دو نفر ، توی حق تقدم نفرهای دهم و یازدهم کافو بودند شما چرا اون قبلی ها را راه نیانداختید . خلاصه اینکه ساعت 10به همراه مهندس یعقوبی (رئیس مرکز) رفتیم بازرسی و مهندس گفت که فلانی با من هماهنگ کامل هست و من بهش دستور دادم که انجام بده و تقدم هایش را هم بهم گفته و . . . کلا ازم حسابی دفاع کرد و بازرسی چی ها هم موندند که چی بگن . گفتند که خیلی خوب و بااین حساب کاری نداریم . در ضمن گفتند هم که معمولا ما در این مواقع از کاربر یک تعهد می گیریم ولی الان که شما می فرمایید احتیاج به گرفتن تعهد هم نیست و قبول میکنیم . خداییش رئیس مرکز خیلی خوب از پشتم در آمد و حمایتم کرد . توی این دوره و زمونه و توی این اداره همچنین کاری خیلی کم اتفاق می افته و هر کسی که شنید و گفت که عجب رئیس مرکز با دل و جراتی داری . خطر از بیخ گوشم گذشت ، چون معمولا بازرسی یک تعهد میگره و بعدش هم یک نامه به اداره کار و شرکت و توی سیستم می گذاره و حسابی با چندین و چند سال آبروی انسان بازی میکنه .
برچسب: بازرسی کل کشور,بازرسی جوش,بازرسی بدنی زنان,بازرسی دانشگاه آزاد,بازرسی بدنی به انگلیسی,بازرسی بانک ملت,بازرسی سایپا,بازرسی کل کشور,شکایات,بازرسی بانک مرکزی,بازرسی فنی,
نویسنده: غزل رضوانی
تاريخ: شنبه
27 شهريور
1395 ساعت: 15:54